کلمهی «مبت» در فارسی معانی متعددی دارد و کاربرد آن بسته به متن متفاوت است. یکی از معانی آن عار و ننگ است؛ یعنی چیزی یا کسی که موجب شرمندگی یا بدنامی میشود. معنای دیگر مبت در متون قدیمی کسی است که همسر خود را طلاق میدهد؛ یعنی فردی که در زمینه ازدواج و طلاق نقش قانونی یا شرعی دارد. در متون کهن، این واژه همچنین به کسی گفته میشده که دیگران را از رسیدن به هدف یا مسیر خود بازمیدارد و مانع پیشرفت آنها میشود. این کلمه در فرهنگ فارسی و عربی دارای ریشههای متفاوت است و در برخی متون به عقد شرعیکننده یا داور در مسائل خانوادگی نیز اطلاق میشود. از نظر دستوری، مبت معمولاً اسم است و میتواند صفت یا نقش فردی خاص در جامعه را نشان دهد. استفاده از آن در ادبیات قدیم و متون دینی یا تاریخی بیشتر برای توصیف مقام یا عملی که دارای اثر اجتماعی و اخلاقی است دیده میشود. این کلمه بار معنایی مثبت ندارد و غالباً برای نشان دادن ننگ، عار یا اعمالی که تأثیر منفی روی دیگران دارد به کار میرود. در زبان محاورهای امروزی، مبت کمتر استفاده میشود ولی در متون کلاسیک و تاریخی هنوز کاربرد دارد.
مبت
لغت نامه دهخدا
مبت. [ م َ ] ( ع اِ ) عار و ننگ. ( غیاث ) ( آنندراج ).
مبت. [ م ُ ب ِت ت ] ( ع ص ) ( از «ب ت ت » ) آنکه طلاق باین دهد زن خود را. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || عاجز گرداننده کسی را از رسیدن به قافله. || عقد شرعی کننده. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
آنکه طلاق باین دهد زن خود را