فراشیدن

لغت نامه دهخدا

فراشیدن. [ ف َ دَ ] ( مص ) لرزیدن و خود را به هم کشیدن در ابتدای تب باشد و آن را فراشا و به عربی قشعریره خوانند. ( برهان ). افراشیدن. فراخیدن. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به فراشا شود.

فرهنگ معین

(فَ دَ ) (مص ل. ) نک فراخیدن.

فرهنگ عمید

لرزیدن و بدحال شدن پیش از بروز تب، حالت فراشا پیدا کردن.

ویکی واژه

نک فراخیدن.

جمله سازی با فراشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لکه‌های جدا شده در روی صفحه مانند کروماتوگرافی کاغذی آشکار می‌شوند بنابراین، معمولاً جمع‌آوری اجزا لازم نیست. با وجود این هیچ اشکالی در انجام جداسازی‌های مقدماتی وجود نداشته و جداسازی مواد با افزایش ضخامت لایه و یا به کار بردن مقدار زیادی از نمونه، بیشتر انجام می‌گیرد. بعد از جداسازی مواد، به دست آوردن یک جسم به‌طور مجزا به طریق فراشیدن و جمع‌آوری آن قسمت از لایه که جسم بر روی آن جذب شده، ساده است. بعد از این عمل می‌توان جسم را در یک حلال مناسب استخراج کرد.

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز