فجر کاذب

لغت نامه دهخدا

فجر کاذب. [ ف َ رِ ذِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بام بالا. ذنب السرحان. صبح نخستین. دم گرگ. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به ذیل فجر شود.

فرهنگ فارسی

بام بالا. صبح نخستین

جمله سازی با فجر کاذب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صبح کاذب، فجر کاذب یا نور منطقةالبروجی یا بامداد دروغین یا بامداد نخستین زمانی در ابتدای روز است که با پدید آمدن سفیدی در سمت مشرق به وقوع می‌پیوندد. در این لحظه شب به پایان رسیده و برای اولین بار بعد از پایان شب، نور سفیدی در افق (در سمت مشرق) پیدا می‌شود و این سفیدی به شکل گوش گرگ است.

💡 در این لحظه، اگر چه شب به پایان رسیده، ولی هنوز وقت نماز صبح نرسیده‌است (صبح نشده‌است). به همین جهت به آن صبح کاذب یا فجر کاذب گفته می‌شود. اما در ادامه مقدار سفیدی کم‌کم گسترش پیدا کرده و در ناحیهٔ مشرق پراکنده می‌شود و در این موقع می‌توان نماز صبح را بجا آورد، زیرا صبح فرا رسیده‌است. از این جهت به این سفیدی، صبح صادق گفته می‌شود.

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز