لغت نامه دهخدا
فتش. [ ف َ ] ( ع مص ) کاویدن. ( منتهی الارب ) تصفح. || پرسیدن وبسیار جستن. ( اقرب الموارد ). جستجو کردن. ( غیاث ).
فتش. [ ف َ ] ( ع مص ) کاویدن. ( منتهی الارب ) تصفح. || پرسیدن وبسیار جستن. ( اقرب الموارد ). جستجو کردن. ( غیاث ).
کاویدن. تصفح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اين فصل، درباره امام حسن مجتبى عليه السلاممسايل فراوانى مى توان طرح كرد و از زاويه هاى گوناگون مى شود شخصيّت آنحضرت را مورد بررسى قرار داد، علم و دانشش، اخلاق و رأ فتش، صبر و بردباريش وبالاخره ملكات انسانى او هر يك سرفصلى است كه مى شود كتابى بزرگ و حجيم را درزير آن قرار داد، ولى از اينها هم مى گذريم و به درخشانترين خطوط برجسته زندگىآن حضرت اشاره مى كنيم، قربانى شدن در راه مردم كه راز امامت و زمامدارى آن حضرتاست.