لغت نامه دهخدا
عوعو کردن. [ ع َ ع َ / عُو عُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بانگ کردن سگ. ( فرهنگ فارسی معین ). پارس کردن. نَبح. نبیح. نُباح. ( از منتهی الارب ). و رجوع به آنندراج و عوعو شود:
مه فشاند نور و سگ عوعو کند
هر کسی بر خلقت خود می تند.مولوی.
عوعو کردن. [ ع َ ع َ / عُو عُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بانگ کردن سگ. ( فرهنگ فارسی معین ). پارس کردن. نَبح. نبیح. نُباح. ( از منتهی الارب ). و رجوع به آنندراج و عوعو شود:
مه فشاند نور و سگ عوعو کند
هر کسی بر خلقت خود می تند.مولوی.
( مصدر ) بانگ کردن سگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مینیاتور پینچِر سگی کوچک، سرسخت و بسیار وابسته میباشد. این نژاد مغرور و شجاع علاقه زیادی به عوعو کردن دارد. نسبت به صاحبش با وفا، هوشیار و پر انرژی است. بسیار شجاع و سرزنده و بهطور کلی خصوصیات نژادهای بزرگ را در یک جثه کوچک دارا میباشد. نسبت به کودکان و دیگر حیوانات کوچک رفتار آرامی دارد، به غریبهها خو نمیگیرد و مطیع و باهوش است.
💡 قوهای کوچک گردنشان را راست نگه میدارند و صدایشان بسیار آرام است. پرنده نابالغ، همانند قوی فریادکش است و منقارش صورتی مایل به بنفش، بی قاعدهٔ سیاه رنگ. بال زدن آنها از قوهای گنگ سریعتر است و بیشتر همانند غازها پرواز میکند. صدای این قو مانند قوی فریادکش است و هنگام پرواز و حرکت روی آب با آهنگی دلنشین به گوش میرسد و گاهی از فاصله دور مانند عوعو کردن سگ شنیده میشود. آنها بسیار صدا تولید میکنند و بیشتر آن برای تعیین و پاسداری از قلمرو و برقراری ارتباط است. صداهای بلندتر برای هشدار به مهاجمان، اعلام پیروزی، یا به منظور پیدا کردن جفت یا جوجههایشان به کار میروند؛ صداهای کوتاهتر اما برای خوشامدگویی و تهدید پیش از حمله تولید میشوند.