لغت نامه دهخدا
عادن. [ دِ ] ( ع ص ) ناقه بر یک جای باشنده از علف. || پیوسته شورگیاه چرنده. ( منتهی الارب ).
عادن. [ دِ ] ( ع ص ) ناقه بر یک جای باشنده از علف. || پیوسته شورگیاه چرنده. ( منتهی الارب ).
ناقه بر یک جای باشنده از علف پیوسته شور گیاه چرنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این زمان دولت توسط عبداللهی عیسی شکل گرفته و عادن عبدالله عثمان دار به عنوان رئیسجمهور سومالی و عبد الرشید علی شرماکه به عنوان نخستوزیر سومالی انتخاب گردیدند. بعدها در سال ۱۹۶۷، محمد ابراهیم ایگال در دولت تعیین شده توسط عبد الرشید علی شرماکه به نخستوزیری رسید. ایگال بعداً به عنوان رئیسجمهور در دولت خود-اظهار مستقل سومالی لند انتخاب شد. او در مورخه ۳ مه ۲۰۰۲ در بیمارستانی در پرتوریا درگذشت.
💡 سومین تجزیه در ژوئیه ۲۰۰۶ با اعلام استقلال ایالت جوبالند اتفاق افتاد. هماکنون منطقه جوبالند استقلال و حکومت مردمی خود را اعلام نمودهاست. سرهنگ باره عادن شیر هیراله، رئیس تشکیلات اتحاد دره جوبا دوکسادا جوبا قدرتمندترین رهبر منطقه محسوب میگردد. در این بخش نیز این دولت محلی خواستار خود مختاری کامل نیست.