طبو

لغت نامه دهخدا

طبو. [ طَب ْوْ ] ( ع مص ) خواندن. یقال: طباه الیه طبواً؛خواند او را بسوی وی. ( منتهی الارب ) ( زوزنی ). || برگردانیدن کسی را از کاری: طباه عن الامر؛ برگردانید او را از آن کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

جمله سازی با طبو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در جمهورى اسلامى ايران، در بعضى از زمينه ها اين نياز احساس شد كه درباره ((آداب طبو پزشكى از نظر اسلام )) كتابى نوشته شود و پيرامون تاريخ طب و نهضت جهانىاسلام در اين زمينه و... نظرى بيفكند.

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز