لغت نامه دهخدا
صندلی چرمی. [ ص َ دَ ی ِ چ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صندلیی که روکش آن از چرم است.
صندلی چرمی. [ ص َ دَ ی ِ چ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صندلیی که روکش آن از چرم است.
صندلیی که روکش آن از چرم است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دامر میخواست در دو طرف میز، اسکلتهای میلر و لیسی را که بهطور کامل نگه داشته بود، بگذارد. همچنین او قصد داشت گوشت چهار سر بریده شدهای را که در آشپزخانهاش گذاشته بود، بکند و آنها را نیز در محراب قرار دهد. دامر در این فکر بود که انتهای هر طرف میز، عود و بالای میز چراغهای آبی بگذارد. قرار بود محراب در مقابل پنجرهای پوشیده شده با یک پردهٔ سیاه و مات قرار گیرد، و دامر در مقابل آن روی یک صندلی چرمی سیاه بنشیند.
💡 از امکانات رفاهی و آپشنهای سایپا شاهین میتوان به فرمان برقی، رینگ ۱۵ اینچ آلومینیومی، کیلس استارتر، دوربین عقب، مانیتور لمسی، سنسور دنده عقب، تهویه اتوماتیک، ورود بدون کلید PEPS، سانروف، ترمزهای ۴ چرخ دیسکی، سیستم پایش فشار باد تایر TPMS، نشانگر تعویض دنده، چراغ دیلایت و چراغ اتوماتیک و صندلی چرمی اشاره کرد.