لغت نامه دهخدا
شعم. [ ش َ ] ( ع مص ) اصلاح کردن میان قوم. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
شعم. [ ش َ ] ( ع مص ) اصلاح کردن میان قوم. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
اصلاح کردن میان قوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوه جَیس (به عربی: جبل جیس ) نام کوهی است در شمال عمان و شمال شرقی امارت رأسالخیمه که یکی از امارات هفتگانه دولت امارات متحده عربی در شبه جزیره عربستان است. این کوه بر فراز شعر شعم در شمال «امارت رأسالخیمه» و در وسط رشتهکوههای حجر قرار دارد، و یکی از مناطق گردشگری و دیدنی شهر رأس الخیمه و از نقاط دیدنی امارات متحده عربی بهشمار میآید.
💡 نیکی از سوراخ ایجاد شده در پیراهن نگاه میکند و ما با نیکی وارد لهستان میشویم تا ببینیم چه اتفاقی برای بازیگران لهستانی فیلم افتاده، شوهر زن بازیگر لهستانی فیلم را میبینیم که بهش میگه که از اتفاقات که افتاده و رابطه او با بازیگر مرد فیلم با خبر است و زنش را کتک میزند در ادامه صحنه تئاتر را میبینیم که همه چیز قرمز میشود و یکی از خرگوشها دو شعم روشن میآورد که این نشانه آن است که دو بازیگر زن و مرد لهستانی هر دو به قتل رسیدند و یکی از خرگوشها در صحنه بعد روی صندلی قرار میگیرد و تبدیل به مرد عینکی میشود که بعداً قرار است نیکی آنجا بیاید و اعتراف کند و در اصل این دایره بسته نفرین، نشکند نیکی به آن اتاق میآید و به آن شخص عینکی میگوید که: «من میدونم برای چی اینجام. یه جنایت لعنتی که پای منو کشونده اینجا. خب من بهت میگم و تو میتونی به من کمک کنی» و این اشتباه نیکی آیه که فکر میکنه اون شخص میتونه کمکش کنه بعد به اون مرد عینکی میگه: «یه مردی بود که یه موقع مشناختمش، اسمش بود… مهم نیست اسمش چی بود» که در اصل دارد به همسرش اشاره میکند و بعد ادامه میدهد و میگوید: «اون مرد تغییر کرد… این مرد یک چیزی رو فاش میکنه»