سپاده

لغت نامه دهخدا

سپاده. [ س ِ دَ/ دِ ] ( اِ ) فر و شکوه و شأن و شوکت. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

فرو شکوه و شان و شوکت

جمله سازی با سپاده

💡 ارتش ایران باستان از چندین گروه‌بندی قابل کنترل تحت فرماندهی یک نفر تشکیل شده بود. این گروه‌بندی‌ها مبتنی بر سیستم شمارش دهدهی بود. برای مثال در ارتش هخامنشیان کوچکترین یگان از ۱۰ نفر سرباز تشکیل شده بود که به آن دَثه (پارسی باستان: daθa «دهه») می‌گفتند و فرمانده آن یک دثه‌پَتی (پارسی باستان: daθapati «ده‌بد») بود. پس از آن یگان ۱۰۰ نفری بود که به آن ثتَه (پارسی باستان: θata «صده») می‌گفتند و فرمانده آن یک ثته‌پتی (پارسی باستان: θatapati «صدبد») بود. یک یگان ۱۰۰۰ نفره هزاره (پارسی باستان: hazāra) نام داشت که فرمانده آن هزاره‌پتی (پارسی باستان: hazārapati هزاربد) خوانده می‌شد و یک یگان ۱۰٬۰۰۰ نفری بَیوَره (پارسی باستان: baivara) نامیده می‌شد که فرمانده آن یک بیوره‌پتی (پارسی باستان: baivarapati «بیوربد») بود. کل نیروهای مسلح هخامنشیان سپاده (پارسی باستان: spāda- «سپاه») و فرمانده کل نیروهای مسلح سپاده‌پَتی (پارسی باستان: spādapati «سپاهبد») خوانده می‌شدند.

💡 ارتش ایران باستان از چندین گروه‌بندی قابل کنترل تحت فرماندهی یک نفر تشکیل شده بود. این گروه‌بندی‌ها مبتنی بر سیستم شمارش دهدهی بود. برای مثال در ارتش هخامنشیان کوچکترین یگان از ۱۰ نفر سرباز تشکیل شده بود که به آن دَثه‌ (پارسی باستان: daθa «دهه») می‌گفتند و فرمانده آن یک دثه‌پَتی (پارسی باستان: daθapati «ده‌بد») بود. پس از آن یگان ۱۰۰ نفری بود که به آن ثتَه‌ (پارسی باستان: θata «صده») می‌گفتند و فرمانده آن یک ثته‌پتی (پارسی باستان: θatapati «صدبد») بود. یک یگان ۱۰۰۰ نفره هزاره‌ (پارسی باستان: hazāra) نام داشت که فرمانده آن هزاره‌پتی (پارسی باستان: hazārapati هزاربد) خوانده می‌شد و یک یگان ۱۰٬۰۰۰ نفری بَیوَره (پارسی باستان: baivara) نامیده می‌شد که فرمانده آن یک بیوره‌پتی (پارسی باستان: baivarapati «بیوربد») بود. کل نیروهای مسلح هخامنشیان سپاده (پارسی باستان: spāda- «سپاه») و فرمانده کل نیروهای مسلح سپاده‌پَتی (پارسی باستان: spādapati «سپاهبد») خوانده می‌شدند.

گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز