سمسول

لغت نامه دهخدا

سمسول. [ س َ ] ( اِ ) بی حیایی. شوخی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(سَ ) (اِ. ) بی شرمی، بی حیایی، شوخی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بیشرمی بیحیایی شوخی.

ویکی واژه

بی شرمی، بی حیایی، شوخی.

جمله سازی با سمسول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برگ یا ساقه (تازه یا جوشیده) آن برای ضدخارش بدن و رفع درد کلیه کاربرد دارد. نام محلی این گیاه در میان اهالی جنوب ایران کاکُل می‌باشد و و گیاهی نسبتاً شورمزه است. در گویش لارستان (فارس) و رودبار جنوب (کرمان) به آن سمسیل می‌گوید و در شرق هرمزگان به آن سمسول یا سمسیلو می‌گویند.

💡 قلعه قلاع مود مربوط به حکومت محلی اسماعیلیان است و در شهرستان سربیشه، روستای سمسول آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۳۰۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.