سماقی

لغت نامه دهخدا

سماقی. [ س ُ / س ُم ْ ما ] ( ص نسبی ) سماق فروش.( ناظم الاطباء ). آنکه شغل سماق فروشی دارد. سماقیه.

فرهنگ فارسی

سماق فروش. آنکه شغل سماق فروشی دارد.

جمله سازی با سماقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اين آرامگاه دارای دو سنگ قبر بزرگ سماقی مجلل سرخ رنگ متعلق به شاه داعی و فرزندش است و از دو قسمت تشكيل شده است. بر سر در آرامگاه شعری از خود شاه داعی الی الله نوشته شده است

💡 آرامگاه این شاعر در ضلع جنوب شرقی گورستان معروف «دارالسلام» قرار دارد. این آرامگاه دارای دو سنگ قبر بزرگ سماقی مجلل سرخ رنگ متعلق به شاه‌داعی و فرزندش است و از دو قسمت تشکیل گردیده‌است. بر سر در آرامگاه شعری از خود شاه‌داعی‌االلّه نوشته شده‌است

💡 به گفتهٔ برخی از کارشناسان در جریان بازسازی به‌دستور کریمخان زند، برای اولین بار بوده که آرامگاهی با سنگ قبر بزرگ و طرحی از نوع سنگ سماقی سرخ رنگ برای وی طراحی شده‌است.

💡 ناویداها حالت سنگ سماقی دارند یعنی از بلورهای درشت در بستر سنگی تشکیل شده‌اند.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز