لغت نامه دهخدا
سلش. [ س َ ل ِ ] ( ص ) به لغت زند و پازند به معنی بد باشد که در مقابل نیک است و به این معنی بعد از حرف ثانی یای خطی هم آمده است که سلیش باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به سلیش شود.
سلش. [ س َ ل ِ ] ( ص ) به لغت زند و پازند به معنی بد باشد که در مقابل نیک است و به این معنی بعد از حرف ثانی یای خطی هم آمده است که سلیش باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). و رجوع به سلیش شود.
بفلت زند و پازند بمعنی بد باشد که در مقابل نیک است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلش دیسام، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سیاهکل در استان گیلان ایران است.