لغت نامه دهخدا
سقلات. [ س ِ ق ِل ْلا ] ( معرب، اِ ) سقرلات و آن پارچه ای باشد معروف که از پشم بافند. ( برهان ). جامه صوف معروف که در فرنگ بافند. ( رشیدی ). رجوع به سقرلات و سقرلاط و سقلاط شود.
سقلات. [ س ِ ق ِل ْلا ] ( معرب، اِ ) سقرلات و آن پارچه ای باشد معروف که از پشم بافند. ( برهان ). جامه صوف معروف که در فرنگ بافند. ( رشیدی ). رجوع به سقرلات و سقرلاط و سقلاط شود.
سقرلات و آن پارچه باشد که از پشم بافند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گچساران به دلیل داشتن منابع آبی فراوان، وجود سد کوثر در آن، همچنین دومین میدان نفتی ایران و میدانهای گازی متعدد به سرزمین آب و آتش و به خاطر اینکه مرتفعترین میدان نفتی ایران در آن واقع شده به بام نفت ایران شناخته میشود. واحد بهرهبرداری شمارهٔ یک گچساران به عنوان بام نفت ایران معروف است. این واحد که در جنوب شرقی و در فاصله ۲۰ کیلومتری شهرستان گچساران در منطقهای به نام سقلاتون واقع شده در سال ۱۳۱۱ هجری شمسی به بهرهبرداری رسیده است و در ارتفاع