لغت نامه دهخدا
سخت گشتن. [ س َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بسته شدن: و عادت چنان بود که چون مردم برون آمدندی، در کنیسه سخت گشتی تا سالی دیگر همان وقت گشاده شدی کس ندیدی چون مردمان بیرون رفتند در کنیسه سخت گشت. ( مجمل التواریخ ).
سخت گشتن. [ س َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بسته شدن: و عادت چنان بود که چون مردم برون آمدندی، در کنیسه سخت گشتی تا سالی دیگر همان وقت گشاده شدی کس ندیدی چون مردمان بیرون رفتند در کنیسه سخت گشت. ( مجمل التواریخ ).
بسته شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم نیز با سخت گشتن شرایط حیات در شهر، به بهانههای مختلف همچون حج از شهر میگریختند و به اطراف پناه میبردند. طاهر برای سختتر کردن شرایط به نابود ساختن و به آتش کشیدن منازل روی آورد که نتیجهای در پی نداشت و سپس نظارت خود را بر ورود و خروج آذوقه و خواربار شدید ساخت، به طوری که شرایط حاکم، دفاع از شهر را بسیار سخت نمود و موجبات سقوط آن را فراهم کرد..
💡 این جنگ، تلفات فراوانی از دو طرف درگیر به جای گذاشت و حتی هرثمه نیز در جریان یکی از حملات اسیر گشت که با یاری سربازانش رهایی یافت و مورد سرزنش طاهر قرار گرفت. طرفداران امین، علیالخصوص عیاران که به دفاع از مظلومان همقسم بودند، به وسیلهٔ سلاحهای مختصر خود که مشتمل بر سپری از حصیر قیراندود، شمشیر، گرز و فلاخن بود به دفاع سرسختانه از او میپرداختند و بسیار در این راه پایداری میکردند. اگرچه سرانجام، آنان نیز به غارت اموال مردم و ستم بر آنان روی آوردند. مردم نیز با سخت گشتن شرایط حیات در شهر، به بهانههای مختلف همچون حج از شهر میگریختند و به اطراف پناه میبردند. طاهر برای سختتر کردن شرایط به نابود ساختن و به آتش کشیدن منازل روی آورد که نتیجهای در پی نداشت و سپس نظارت خود را بر ورود و خروج آذوقه و خواربار شدید ساخت، بهطوریکه شرایط حاکم، دفاع از شهر را بسیار سخت کرد و موجبات سقوط آن را فراهم کرد.