سادات جبرئیلی

لغت نامه دهخدا

سادات جبرئیلی. [ ت ِ ج َ رَ ] ( اِخ ) از سادات مرتضوی هزارجریب و از اعقاب سیدعمادند که در قرن نهم و دهم در هزارجریب مازندران حکومت داشته اند. از این خاندان اند سید روح اﷲ متوفی به سال: 927 و پسرش سید عبداﷲ متوفی به سال 934. رجوع به ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 111 شود.

فرهنگ فارسی

از سادات مرتضوی هزار جریب و از اعقاب سد عمادند که در قرن نهم و دهم در هزار جریب مازندران حکومت داشته اند

جمله سازی با سادات جبرئیلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سید جبرئیل پسر میرعماد بزرگترین فرزند میر عمادالدین هزارجریبی و سرزنجیرهٔ سادات جبرئیلی است. او با اینکه فرزند ارشد میرعماد بود نتوانست فرمانروایی را از پدر به ارث ببرد زیرا به حکم تیمور لنگ فرمانروایی میرعماد پس از مرگش به یکی از پسرانش (سید عزالدین حسن) که در سپاه او خدمت می‌کرد رسید.

لئیمی یعنی چه؟
لئیمی یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز