لغت نامه دهخدا
زوز. ( اِ ) طعنه و ملامت و سرزنش. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). || زوزه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زوزه شود.
زوز. ( اِ ) طعنه و ملامت و سرزنش. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). || زوزه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زوزه شود.
طعنه و ملامت و سرزنش یا زوزه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنراد تسوزه Z1 را در آپارتمان والدینش ساخت. در واقع، به او اجازه داده شد از اتاق نشیمن برای ساخت و ساز خود استفاده کند. در سال ۱۹۳۶، زوز برای ساخت Z1 شغل خود را در ساخت هواپیما ترک کرد.
💡 در سال ۲۰۰۴، وی به عنوان عضو انجمن علوم رایانه انتخاب شد، در سال ۲۰۰۷ مدال کنراد زوز را بهدست آورد. او همچنین سردبیر مجله بینالمللی نرمافزار و انفورماتیک است. بروی مدیر مدرسه تابستانی بینالمللی مارکتوبردورف بوده است.