لغت نامه دهخدا
( زمکة ) زمکة. [ زَ م َ ک َ ] ( ع ص ) مرد شتاب زده خشمناک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مرد سریعالغضب. ( از اقرب الموارد ). || گول پست بالا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
( زمکة ) زمکة. [ زَ م َ ک َ ] ( ع ص ) مرد شتاب زده خشمناک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مرد سریعالغضب. ( از اقرب الموارد ). || گول پست بالا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توماس فون کرافت و ادوین زمکه کتابی با عنوان «کشف و پرورش استعداد»نوشتهاند که توسط محمدطاهر طاهر به فارسی ترجمه شدهاست. این کتاب با اشاره به اینکه در درون همه کودکان استعدادهایی موج میزند که یا اصلاً کشف نمیشوند یا خیلی دیر شناخته میشوند، شناخت نقاط قوت فرزندان توسط والدین و شکوفا نمودن هدفمند این استعدادها را زیربنای مستحکمی برای آینده موفقیتآمیز و رضایت بخش فرزندان میداند. نگارندگان این کتاب معتقدند که والدین فرزندان با کمک پرسشنامههای علمی که در این کتاب ارائه شدهاست، میتوانند استعدادهای نهفته در وجود فرزندان خود را کشف نمایند. این کتاب از هفت بخش مهم و اصلی استعداد، شامل تجسم فضایی و تفکر منطقی، مهارتهای گفتاری و ورزشی، مهارتهای علمی، خلاقیت و استعداد در موسیقی تشکیل گردیدهاست و با ارائه آزمونهایی برای ارزیابی توانمندی کودکان در تعامل، سازگاری اجتماعی و ایجاد انگیزه تلاش که سه عامل تعیینکننده برای زندگی در قرن بیست و یکم میباشند، امکان ترسیم نمودار استعداد فرزندان و شناخت نقاط قوت و ضعف کودکان را فراهم و زمینه را برای تقویت هدفمند تواناییهای موردنظر مهیا مینماید.