کلمه «زرح» در متون کهن عربی و فارسی دو معنای اصلی دارد که بسته به زمینه کاربرد متفاوت است. یکی از معانی آن سر شکستن کسی است و به مفهوم ضربه زدن یا آسیب رساندن به سر شخصی اشاره دارد. معنای دیگر آن درگشتن از جایی به جای دیگر است، یعنی حرکت کردن یا سفر کردن از یک مکان به مکان دیگر. در فرهنگ فارسی و لغتنامههای قدیمی، کاربرد دوم یعنی درگشتن و جابهجایی بیشتر مورد توجه قرار گرفته و در متنها به رفتوآمد یا گردش اشاره دارد. بنابراین، زرح هم میتواند به معنای آسیب رساندن و هم به معنای حرکت و گردش باشد و فهم دقیق آن به زمینه جمله وابسته است.
زرح
لغت نامه دهخدا
زرح. [ زَ ] ( ع مص ) سر شکستن کسی را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زرح. [ زَ رَ ] ( ع مص ) درگشتن از جائی به جائی دیگر. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
در گشتن از جایی به جای دیگر
جمله سازی با زرح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حال حاضر صنایعدستی شهرستان رفسنجان که قابلیتهای اقتصادی دارند، میتوان به قالیبافی با زرح و نقشهٔ شاهعباسی، لیلی مجنون، درختی، شکارگاه، سبزیکار، جنگل و لچک ترنجی در اندازههای (۲*۳ و ۳*۵ و ۲*۵ و ۳*۴ و ۶*۱۲) نام برد.