لغت نامه دهخدا
زبات. [ زَ ] ( ع اِ )محرف زباد است. ( از اشتینگاس ). رجوع به زباد شود.
زبات. [ زَ ] ( ع اِ )محرف زباد است. ( از اشتینگاس ). رجوع به زباد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برطبق واژهنامه برخط ریشهشناسی (Online Etymology Dictionary) اسمِ پاشا از کلمه «باش» به معنی «سر، رئیس» مشتق شدهاست که خود از ترکیب واژگان «پتی» در زبان پارسی پهلوی، به معنیِ «ارباب» و «سرور» و کلمه «شاه» ساخته شدهاست. براساس فرهنگ انگلیسی آکسفورد استفاده از لقبِ «پاشا» به قرن هفدهم میلادی برمیگردد و در زبات فارسی پهلوی از ادغام دو کلمه «پاتی» و «شاه» حاصل شدهاست. جری باکاراک و یوسف ولید مرعی، محققانِ تاریخ اسلام و مسائل مربوط به قرون وسطی معتقدند که به احتمال زیاد «پاشا» شکلِ کوتاهشده واژه پارسیِ پادشاه است. نیکلاس اُستلر، نویسنده و پژوهشگرِ بریتانیائی نیز همین نظر را دارد. سوان نشانیان، روزنامهنگار و سفرنامهنویس ارمنیتبار اهل ترکیه، معتقد است که پاشا مشتق کلمه بچه (beşe) در ترکی به معنای «پسر» و «شاهزاده» است که در پارسی هم معنای مشابهی دارد. به این علت که در الفبای عربی حرف «پ» وجود ندارد این واژه از ابتدای قرنِ سیزدهم میلادی و در زمان حکومت سلجوقیان با تغییر حرف «پ» به حرف «ب» و بهصورت «باشا» تلفظ میشدهاست. همچنین در موارد ابتدائی این واژه در متونِ اروپائی این کلمه با املاهای bashaw, bassaw, bucha و bassa نگارش میشدهاست. در حال حاضر فرانسویزبانها هم اسم پاشا را با هر دو املای Pasha و Pacha مینگارند.