لغت نامه دهخدا
زانکی. [ ن ِ کی ی ] ( ع ص ) شاطر. ( اقرب الموارد ). شوخ بیباک. ( منتهی الارب ). شوخ و بیباک و شاطر. ( ناظم الاطباء ).
زانکی. [ ن ِ کی ی ] ( ع ص ) شاطر. ( اقرب الموارد ). شوخ بیباک. ( منتهی الارب ). شوخ و بیباک و شاطر. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر اینکه اسب و خر به عنوان اسبیان با گورخر هم خانوادهاند. گونه زانکی نزدیک به گونه گورخر نیز وجود دارد که ترکیبی از گورخر نر با دیگر گونه هاست. ترکیب گورخر نر با خر ماده ایپو نام دارد که در ایتالیا یافت میشود و ترکیب گورخر نر با اسب ماده زورس (Zorse) میباشد.
💡 در این تیره علاوه بر اسب و خر و گورخر گونه زانکی نیز قرار دارد که ترکیبی از گورخر نر با دیگر گونههاست. ترکیب گورخر نر با خر ماده ایپو نام دارد که در ایتالیا یافت میشود و ترکیب گورخر نر با اسب ماده زورس (Zorse) میباشد.
💡 امانوئلا زانکی (انگلیسی: Emanuela Zanchi؛ زادهٔ ۱۷ اکتبر ۱۹۷۷) بازیکن واترپلو اهل ایتالیا است.
💡 مونیکا زانکی (ایتالیایی: Monica Zanchi؛ زادهٔ ۱۹۵۹) بازیگر، مدل و خواننده ایتالیاییتبار اهل سوئیس است.