لغت نامه دهخدا
دلوخ. [ دَ ] ( ع ص ) خرمابن بسیاربار. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شتر فربه. ( منتهی الارب ). سمین و فربه. ( از اقرب الموارد ). ج، دُلَّخ، دَوالخ. ( منتهی الارب ).
دلوخ. [ دَ ] ( ع ص ) خرمابن بسیاربار. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || شتر فربه. ( منتهی الارب ). سمین و فربه. ( از اقرب الموارد ). ج، دُلَّخ، دَوالخ. ( منتهی الارب ).
خرما بن بسیار بار. شتر فربه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارنست دلوخ (آلمانی: Ernst Deloch؛ زادهٔ ۱۷ مهٔ ۱۸۸۶ - درگذشته نامشخص) سوارکار پرش اهل آلمان بود.