لغت نامه دهخدا
دسو. [ دَس ْوْ ] ( ع مص ) نیکو و پاکیزه نیامدن شخص. ضد زَکْو. || پنهان کردن خود را و استخفاء. ( از اقرب الموارد ). پنهان کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). دسوة. و رجوع به دسوة شود.
دسو. [ دَس ْوْ ] ( ع مص ) نیکو و پاکیزه نیامدن شخص. ضد زَکْو. || پنهان کردن خود را و استخفاء. ( از اقرب الموارد ). پنهان کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). دسوة. و رجوع به دسوة شود.
نیکو و پاکیزه نیامدن شخص
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آدالبرت دسو (به رومانیایی: Adalbert Deșu) یا بلا دسو (مجاری: Béla Dezső؛ ۲۴ مارس ۱۹۰۹ – ۶ ژوئن ۱۹۳۷) یک بازیکن فوتبال اهل رومانی بود.
💡 در ۲۳ آوریل ۱۸۵۱، او در دسو با شاهزاده Adelheid-Marie از Anhalt-Dessau ازدواج کرد. آنها پنج فرزند داشتند که تنها دو نفر از آنها تا سن هجده سالگی زنده ماندند و شاهزاده لوکزامبورگ شدند:
💡 هنرجویان برشت، فرصتی برای اجرای نمایشنامههای برشت که هنوز ساخته نشده بود را در این گروه به دست آوردند. طراحان صحنه، کاسپر نهر، کارل فون آپن، و آهنگسازان پل دسو و هانس آیسلر و الیزابت هاوپتمان، از همکاران نزدیک برشت بودند. بعد از مرگ همسر برشت در سال ۱۹۵۶، وایگل ادامه مدیریت گروه را بدست گرفت و تا مرگ برشت در سال ۱۹۷۱ در همین سمت باقی ماند.
💡 همچنین مدل و عکسهایی از ساختمان باوهاوس از والتر گروپیوس در دسو در این سالن وجود داشت.