کلمهی «درمکه» در منابع قدیمی معانی متعددی دارد و بسته به کاربرد، کاربردهای متفاوتی یافته است. در معنای فعلی و عملی، «درمکه» به معنای دویدن و نزدیک نهادن گامهاست و در متون عربی به «عدو» نزدیک است. این واژه در منتهیالارب و اقرب الموارد برای حرکت سریع و دویدن ذکر شده است. همچنین «درمکه» در منابع دیگر به نام نانی سفید اشاره دارد که از نرمه آرد یا آرد گندم سبوس گرفته شده باشد. این نان در آنندراج و غیاث از شرح نصاب به عنوان نمونهای از نان سفید معرفی شده است. بنابراین، «درمکه» هم به صورت فعل برای حرکت و هم به صورت اسم برای نان سفید کاربرد دارد. این تنوع معنایی نشاندهنده غنای زبان و انعطاف واژهها در متون قدیم است.
درمکه
لغت نامه دهخدا
( درمکة ) درمکة. [ دَ م َ ک َ ] ( ع مص ) دویدن و نزدیک نهادن گامها را. ( از منتهی الارب ).دویدن و عَدْو. ( از اقرب الموارد ). || نیکو و هموار گردانیدن بنا را. || شکستن شتران حوض آب را. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
درمکه. [ دَ م َ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) نان میده که سفید باشد. ( آنندراج ) ( غیاث از شرح نصاب ). و رجوع به درمک شود.
فرهنگ فارسی
نام میده که سفید باشد