خرناسه

لغت نامه دهخدا

خرناسه. [ خ ُ س َ / س ِ] ( اِ ) خُرنا. خُرخُر. غطیط. آوازی که از بعض مردم در خواب از حلق و بینی برآید، و توسعاً، خواب عمیق وسنگین. مثال آن در این بیت سیدحسن غزنوی است و شمس قیس آنرا فرناس با فاء اخت قاف خوانده و گوید فرناس از کلمات غریب لغةالفرس بی ذکر معنی آن:
مدان که فتنه بخسبد در این زمانه ولیک
زعدل تست که باری شده ست در خرناس.( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) آواز خرخر خوابیده.

جمله سازی با خرناسه

💡 در روایتی دیگر یک چوپان اهل اتیوپی به نام (kaldi) تصمیم به بردن بز‌های خودش به چراگاه در مکان‌های بلند‌تر و تپه‌ها می‌گیرد. بعد مدتی مشاهده می‌کند که بزها شب‌ها نمی‌خوابند و خرناسه می‌کشند و فعالیتشان زیاد می‌شود. وقتی فردای آن روز توجه می‌کند می‌بیند که بز‌ها دانه‌های قهوه را می‌خورند خلاصه که آنهارا پیش کشیش محله برده و داستان را تعریف می‌کند. کشیش با دم کردن آن در آب، قهوه را کشف می‌کند و به خواصیت افزایش انرژی آن پی می‌برد.

💡 اینک حالت دیگری را فرض کنید. برخلاف دفعهٔ پیشین که به ربات‌تان می‌گفتید چه محرکه‌ای را به چه خروجی ربط دهد، این‌بار می‌خواهید ربات خودش چنین چیزی را یاد بگیرد. به این صورت که اگر شما را دید و خرناسه کشید به نحوی به او پاداش دهید (مثلاً با کمک همان کنترل از راه دورتان) و اگر به اشتباه به شما پارس کرد، او را تنبیه کنید (با کمک کنترل از راه دورتان). در این حالت به ربات نمی‌گویید به ازای هر شرایطی چه کاری مناسب است، بلکه اجازه می‌دهید ربات خود کاوش کند و تنها شما نتیجهٔ نهایی را تشویق یا تنبیه می‌کنید. به این شیوهٔ یادگیری، یادگیری تقویتی می‌گویند.