حذوه
مترادفها
شباهت، همانندی، تقلید، پیروی
متضادها
مخالفت، پیروی نکردن
لغت نامه دهخدا
( حذوة ) حذوة. [ ح ِذْ وَ ] ( ع اِ ) حذیا. عطیة. بخشش. || پاره گوشت. || مقابل. برابر. ( منتهی الارب ). حذاء. حذو. حذة. حُذوة.
حذوة. [ ح ُذْ وَ ] ( ع اِ ) پاره گوشت. حذیة. || مقابل. برابر. ( منتهی الارب ). حذاء. حِذوة. حذو. حذة.
حذوة. [ ح َذْ / ح ِذْ / ح ُذْ وَ ] ( ع اِ ) چرم پاره ای که وقت چرم بریدن کفشگران برآید و پیش آنها جمع گردد. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با حذوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ماتیاس حذوه (انگلیسی: Matías Jadue؛ زادهٔ ۱۶ مهٔ ۱۹۹۲) بازیکن فوتبال متولد شیلی اهل فلسطین است.
💡 بسیاری از مصلحان اجتماعی تلاش میکنند تا با اصلاح رفتار و کردار خود، حذوه راه بزرگان و الگوهای اخلاقی صحیح را برای نسلهای آینده از خود به جای بگذارند.
💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران مکرراً از عبارتهایی استفاده میکنند که نشاندهنده تلاش مستمر برای حذوه رفتار و گفتار پیامبران و صالحان در طول تاریخ بشر است.
💡 برای رسیدن به موفقیت در هر مسیر دشوار و پرپیچ و خم، لازم است که فرد با دقت بسیار زیاد، حذوه مسیر موفقترین پیشگامان آن حوزه را دنبال نماید.