لغت نامه دهخدا
جبهان. [ ج َ ] ( اِخ ) ابن محرز. از رجال زمان یزیدبن عبدالملک است. ( از الوزراء و الکتاب ص 36 ).
جبهان. [ ج َ ] ( اِخ ) ابن محرز. از رجال زمان یزیدبن عبدالملک است. ( از الوزراء و الکتاب ص 36 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدون توجه به اين ملاحظات مهم، پژوهشگران در ورطه اى از اشتباهات و گزافهگويى خواهند افتاد و در نتيجه از سوءقصد و تلاش در ايجاداخلال و وسوسه گرى مبرا نخواهند بود. همان كارى كه دائما گذشتگان ايشان مانندخاورشناسان و دشمنان اسلام يا كسانى كه نسبت بهاهل بيت،عليهم السلام، و مكتب اصيل ايشان كنيه دارند، انجام داده اند. همان كارى كه احسانالهى ظهير، جبهان، بندارى و ديگران در گذشته وحال كرده اند.