یطاق

لغت نامه دهخدا

یطاق. [ ی َ ] ( ترکی، اِ ) ( از: یات، ریشه فعل یاتماق، خوابیدن + اق، پسوند مکان ) یاتاق.خوابگاه. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به یاتاق شود.

فرهنگ معین

(یَ ) [ تر. ] (اِ. ) خوابگاه.

فرهنگ فارسی

خوابگاه

جمله سازی با یطاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طاقت نیروی بازویش کجا دارد دلم زانکه دل بیطاقت و نیروی او بی انتهاست

💡 چون جرس شد سینه صدچاک من زندان او ناله بیطاقت من تا به محمل راه برد

💡 فغانی می شدم بیطاقت از نظاره ی رویش ولیکن عزت او مانع آه و فغانم بود

💡 کی ببینم من رخ آن سیم‌ساق هین مکن تکلیف ما لیس یطاق

💡 بیطاقتی من زحد افزون شد و ترسم بسیار جفاهای توناکرده بماند

💡 واذکرن ذکری احادیث الفراق ان ذکر البعد مما لا یطاق

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز