جانور دار

لغت نامه دهخدا

جانوردار. [ ن َ / ن ِ / ن ْ وَ ] ( نف مرکب ) دارنده جانور. صاحب جانور. آنکه دارای جانور باشد: و فرمود تاچند بالش بدان جانوردار دادند. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ فارسی

دارنده جانور

جمله سازی با جانور دار

💡 «ناگاه یکی از__ قوشچیان صعوه‌ای که مغول آن را قرجه خواند، صید کرد و موقف عبودیت چوک (چوک / čōk/ ترکی، چک، زانو زدن برای احترام به خان) زده عرضه داشت … چنگیز خان بدان تفأل کرده آن را به قبول مقابل فرمود و___ جانور دار را ترخان کرد.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز