توانگی
لغت نامه دهخدا
توانگی. [ ت ُ ] ( اِ ) دولت و ثروت و مال و ملک. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
دولت و ثروت و مال و ملک
جمله سازی با توانگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همراهی ریتم گیرای ترانه با صدای توانگی گیتار یک حس آسودگی به شنونده میدهد و ترکیب اینها با یک شعر زندگیبخش، آن حس و حال را تقویت میکند. «همراه شو» در سال ۲۰۰۱ جایزهٔ «بهترین ترانهٔ سال» از جوایز سالانهٔ راکبیورنن را دریافت کرد. یک سال بعد تیتیو برای این ترانه در دو رشتهٔ «بهترین خوانندهٔ زن پاپ/راک سال» و «بهترین ترانهٔ سال» نامزد دریافت جایزهٔ گرَمی کشور سوئد شد که جایزهٔ دوم را از آن خود کرد.