ثراء
مترادفها
ثروت، غنا
متضادها
فقر، تنگدستی، احتیاج
لغت نامه دهخدا
ثراء. [ ث َ ] ( ع اِمص ) بسیاری مال. توانگری. دارائی: انه لذوثراء؛ أی لذو عدد و کثرةمال. || ( مص ) توانگر شدن. || بسیار شدن. || افزودن ( مال و مردم و امثال آن ). || بسیارمال گردانیدن. بی نیاز شدن.
جمله سازی با ثراء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «و در حینیکه رایات کشور ستانی جنت آشیانی محمد همایون نادرشاهٔ غازی طیب الله ثراء رجعل الجنته محوا بمیامن توقعات ربانی و تائیدات سبحانی تسخیر دهلی نمود دیار قندهار از تصرف این دودمان بیرون رفت.
💡 در داستانهای کلاسیک، بسیاری از نویسندگان از واژه ثراء برای توصیف شکوه و عظمت پادشاهانی استفاده میکنند که در دوران خود به بیشترین میزان دارایی دست یافته بودند.
💡 برخلاف تصور عموم که ثراء را تنها در انباشتن اموال مادی میبینند، برخی فیلسوفان بر این باورند که ثروت واقعی در دانش و تجربه زندگی نهفته است.
💡 جامعهای که بر پایه عدالت و توزیع عادلانه منابع بنا شده باشد، میتواند شاهد افزایش ثراء و رفاه همگانی برای تمامی طبقات مختلف خود باشد.