تواننده

لغت نامه دهخدا

تواننده. [ ت ُ / ت َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف )توانا. قادر. نیرومند. رجوع به توان و توانا شود.

فرهنگ فارسی

توانا قادر

جمله سازی با تواننده

💡 أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعا میگوید هر جا که باشید و بر هر قبله که باشید شما و اهل کتاب. روز قیامت اللَّه شما را همگنان بجمع آرد شمار و پاداش را، و مپندارید که من از انگیختن شما پس از مرگ شما عاجز آیم، که من همه چیز را تواننده‌ام و بهمه چیز رسنده. جای دیگر ازین گشاده‌تر گفت فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ إِلَی اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ‌.

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز