تقنی

لغت نامه دهخدا

تقنی. [ ت َ ق َن ْ نی ] ( ع مص ) یخنی نهادن نفقه فاضل برآمده را. یقال: تقنی بنفقة؛ اذا اکتفی فضلت فاضلة فادخرها. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تقنی ٔ. [ ت َ ءْ ] ( ع مص ) سخت سرخ گردانیدن. || ریش را سیاه کردن یا به حنا خضاب کردن آنرا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تقنئة و تقنؤ شود.

جمله سازی با تقنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واژهٔ «کتاب» ریشهٔ اَکَّدی دارد و همراه با قرآن به عربی اندر آمده‌است در دو سدهٔ گذشته نیز واژگان فراوانی از زبان‌های اروپایی به عربی راه یافته‌اند. برای نمونه «تکنولوژی» که گفته می‌شود «التکنولوجیه» یا در سیاست (مانند: الإمبریالیة، الإیدیولوجیا…)، یا هنر و ادبیات (مانند: رومانسیة، خارطة از کارتوگرافی Carta- باکلوریا(Bachelor)-ماجستر(Master)- فلسفه، فلم (فیلم)، سیناریو (سناریو)...) یا صنعت و تکنولوژی (مانند: باص، رادیو، اوراش/ ورشه(Workshop) - تلیفون، تلفزیون، Technic- تقنی -. کمبیوتر…).

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز