لغت نامه دهخدا
تفاقر. [ ت َ ق ُ ] ( ع مص ) بهانه فقر و درویشی آوردن. || یکدیگر تفاخر کردن در فقر خویش. || زبون و پست نمودن خویشتن. ( ناظم الاطباء ).
تفاقر. [ ت َ ق ُ ] ( ع مص ) بهانه فقر و درویشی آوردن. || یکدیگر تفاخر کردن در فقر خویش. || زبون و پست نمودن خویشتن. ( ناظم الاطباء ).
بهانه فقر و درویشی آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال النبى صلّى اللّه عليه و آله: من تفاقر افتقر. تحفالعقول / 35