تخول

لغت نامه دهخدا

تخول. [ ت َ خ َوْ وُ ] ( ع مص ) خال [ دایی ] ساختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). چنانکه گویند تَعَمَّم َ عَمّاً. ( از اقرب الموارد ). || تعهد کردن. ( زوزنی ). تعهد کسی کردن و تیمار داشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تعهد کسی کردن. ( از اقرب الموارد ) ( ازالمنجد ). و منه الحدیث: کان النبی ( ص ) یتخولنا بالموعظة؛ ای یتعهدنا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || به فراست دریافتن در کسی خیر را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ).

جمله سازی با تخول

💡 او این مسیر را ادامه داد و خواست چهارچوبی تحلیلی را بسط دهد که بتواند به صورت بهتری تغییرات بلندمدت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را تبیین کند، برای این کار دست به کاووش عمیق‌تری در علوم شناختی زد تا با کمک آن، برای فهم چگونگی عملکرد ذهن و مغز و نحوه ارتباط آن با انتخاب‌ها و نظام اعتقادی مردم تلاش کند. این‌ها زیربنای تغییرات نهادی اند بنابراین پیش‌شرطی ضروری برای بسط نظریه‌ای درباره تغییر نهادی به حساب می‌آیند. او هم‌چنین تلاش کرد نظریه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را با هم تلفیق کند چرا که نظریه‌ای کارا درباره تغییرات اقتصادی نمی‌تواند تنها به علم اقتصاد محدود باشد و باید با علوم اجتماعی و سپس آن‌ها با علوم شناختی تلفیق شوند. حاصل این پژوهش‌ها کتاب «فهم فرآیند تخول اقتصادی» منتشر شده در ۲۰۰۵ است.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
رویت یعنی چه؟
رویت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز