تحصب

لغت نامه دهخدا

تحصب. [ ت َ ح َص ْ ص ُ ] ( ع مص ) برآمدن کبوتر بسوی صحرا در طلب دانه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).

جمله سازی با تحصب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رضوا بخلاف المهتدين و فيهم مخباة اخرى تصان و تحصب يعنى اينها به خرافات از مسير هدايت يافته گان تن در دادند، در ميانشان راز پنهانى است كه آن را پوشيده مى دارند، (203) آرى اين راز همان نابود كردن اسلام و شريعت الهى است،

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز