تجدیدی
مترادفها
نوسازی، بازسازی
متضادها
قدیمی، کهنه
لغت نامه دهخدا
تجدیدی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) منسوب بتجدید. آنکه در امتحان تجدید شده باشد.رجوع بتجدید شدن و تجدید و دیگر ترکیب های آن شود.
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب. ) ۱ - منسوب به تجدید. ۲ - شاگردی که از عهدة امتحان چنان که باید برنیامده و باید دوباره امتحان دهد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به تجدید ۲- شاگردی که از عهد. امتحان چنانکه باید بر نیامده و باید دوباره امتحان دهد.
ویکی واژه
منسوب به تجدید.
شاگردی که از عهدة امتحان چنان که باید برنیامده و باید دوباره امتحان دهد.
جمله سازی با تجدیدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «آن» خیلی زود عهده دار زندگی سسیل می شود و حتی او را مجبور می کند که در امتحان تجدیدی دیپلم دبیرستانش شرکت کند. علاوه بر این، «آن» عدم موافقت خود را با داشتن رابطه با سیریل ابراز می کند (دیدن سسیل را برای سیریل ممنوع می کند). به تدریج ریموند از السا دور می شود و بیشتر و بیشتر شیفته «آن» که زن مسئول و معقولی است، می شود.
💡 هفتهای دو شب در کمک به پدرش در مجلهی «امید ایران» نمونهخوانی میکرد و با دوستی از محله به عکاسی میپرداخت. همان سال در کتابخانهی پارک شهر آنقدر رمان خواند (عمدتا از نویسندههای روسیه) که تجدیدی آورد و جدیاش نگرفت و رد شد. به گفتهی خودش هنوز هم شعر و ادبیات علاقهی اصلیاش به عنوان یک هنردوست است.
💡 دولت برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور، برنامههای تجدیدی و اصلاحی جدیدی را در دستور کار قرار داده است تا مشکلات را برطرف کند.
💡 برخورد با مشکلات قدیمی نیازمند نگاهی تجدیدی و استفاده از روشهای نوین مدیریت است که بتواند تغییرات لازم را ایجاد کند.
💡 او با ارائه یک دیدگاه تجدیدی نسبت به اصول سنتی، توانست تحولی بزرگ در نحوه عملکرد تیم و افزایش بهرهوری ایجاد کند.