لفاظی

لغت نامه دهخدا

لفاظی. [ ل َف ْ فا ] ( حامص ) زبان بازی. عمل لفّاظ.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] ۱ - (ص نسب. ) مربوط به لفظ. ۲ - (اِ. ) عمل بازی کردن با واژه ها، آوردن واژه های آهنگین یا دشوار برای فریفتن شنونده یا خواننده.

فرهنگ فارسی

عمل و کیفیت لفاظ.

ویکی واژه

مربوط به لفظ.
عمل بازی کردن با واژه‌ها، آوردن واژه‌های آهنگین یا دشوار برای فریفتن شنونده یا خواننده.

جمله سازی با لفاظی

💡 کاردانان را بیرون ز سخن کاری نیست غیر لفاظی در سر و علن کاری نیست

💡 این طرفی از تفسیر اطلاقهاء ایشانست از الفاظی کی ما یاد کردیم آنرا بر طریق اختصار، اکنون یاد کنیم بابها اندر شرح مقامات که سالکان برو رفته اند. و پس ازین بابی چند در تفصیل احوال ایشان بدان حد که خداوند آسان کند بِمَنَّهِ وَفَضْلِهِ.

💡 دری و تازی و ترکی بگوید به الفاظی که زنگ از دل بشوید

💡 به این ترتیب الفاظی ‌که دارد ننگ موزونی دو مصرع ربط پیدا می‌کند گر لب به لب بندم

دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز