بی مطالعه

مترادف‌ها

بی‌کتاب، بی‌دانش

متضادها

با مطالعه

لغت نامه دهخدا

بی مطالعه. [ م ُ ل َ / ل ِ ع َ / ع ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) ( از: بی + مطالعه ) بی فکر و تأمل: کاری را بی مطالعه انجام دادن؛ بی رویه و بی تدبیر انجام دادن آن.

فرهنگ فارسی

بی فکر و تامل کاری را بی مطالعه انجام دادن بی رویه و بی تدبیر انجام دادن آن.

جمله سازی با بی مطالعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سیطره حافظ بر ذهنیت فضلای ایرانی و داوری ناموافق وی دربارهٔ امیر مبارزالدین، هسته مرکزی اغلب داوری‌ها دربارهٔ اوست. عبید زاکانی نیز حکومت داری امیر را در منظومه موش و گربه به نقد کشیده است. گذشته از نقدهای وارد بر حکومت داری امیر مبارزالدین، نباید از خاطر برد که این دو شاعر، اعضای حلقه ادبی امرای اینجو و طبیعتاً دشمنان امیر مبارزالدین بودند و حافظ سپس نیز به حلقه ادبی شاه شجاع پیوست که با فروگرفتن و کور ساختن امیر مبارزالدین به پادشاهی رسید. با لحاظ کردن این ملاحظات و نگاهی دوباره به داوریهای شاعران آن عصر درمی یابیم که شاعرانی با همان اعتبار از قبیل عماد فقیه کرمانی، ستایندگان سیاست امیر مبارزالدین بودند و آنچه را امروزه به تقلید و بی مطالعه، نقاط ضعف سیاست امیر انگاشته می‌شود، محاسن او می‌دانستند از قبیل اصرار بر دینداری در برابر انحطاط اخلاقی عصر هرج و مرج مغول، و سخت دلی در سرکوب رنود و اشرار و دسته‌های بی فرمانده و غارتگر که کوی و برزن و شهر و روستا و صحرا را پس از مرگ ابوسعید ایلخان، قبضه کرده بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران