لغت نامه دهخدا
برتانیه. [ ب ِ نی ی َ ] ( اِخ ) بریتانیا. رجوع به بریتانیا شود.
برتانیه. [ ب ِ نی ی َ ] ( اِخ ) بریتانیا. رجوع به بریتانیا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پدر زن امانالله خان محمود طرزی در زمان عبدالرحمنخان به خارج کشور ایران و ترکیه اقامت داشت. میانه طرزی با آخرین شاهنشاه قا جار، با رضا خان و با بیگ مصطفی کمال آتاترک خوب بود. با اشغال و مرزکشی اجباری از سوی هند شرقی برتانیه در افغانستان ارتش افغانستان که آسام نظامی فارسی مانند «سهپسالار»، «سردار»، «سرباز» و «سپاهی» مروج بود در زمان اشغال نظامی برتانیه درجات نظامی افسران «انگلیسی پشتونی شده» مانند «کیرنیل» (Colonel) و «شاجان» (Sergeant) و «کفتان» (Captain). باخروج نیروهای برتانیه دیگر ارتش کابلاز سوی برتانیه آموزش نظامی و کمک تسلحاتی نمیشد. کارخانههای اسلحه سازی مانند توبخانه و ماشینخانه پس از ترک نیروهای برتانیه صعنت اسلحه سازی و لباس نظامی غیرفعال شد.