بادروز

لغت نامه دهخدا

بادروز. ( اِ مرکب ) بادروزه. روزگذار از طعام:
کسی را نبد بادروز نبرد
همی اسب جنگی بکشت و بخورد.فردوسی.رجوع به بادروزه، و شعوری ج 1 ورق 164 شود. || تحفه و هدیه و بخشش. || گیاهی خوشبو که ریحان نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بادروزه شود.

فرهنگ فارسی

روز گذار از طعام

جمله سازی با بادروز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بادرود شهری است تاریخی درست در مرکز جغرافیایی ایران و با پیشینه‌ای تاریخی 7هزار ساله دارای محوطه‌های باستانی است که به عنوان نمونه می‌توان به محوطه‌های باستانی ریگ تخت پادشاه- کرملک (تنور ملک)- شهر باستانی باد- محوطه بادافشان و قلعه اُسپی اشاره کرد که همگان روزگاری مرکز مدنیت بوده‌اند. نام بادرود بر گرفته از آخشیجان چهارگانه آب، باد، خاک و آتش است که به علت تقدس نام باد در نزد ایرانیان پیش از اسلام این سرزمین را باد نام نهاده‌اند و تقدس کلمه باد تا بدانجا بوده که ایرانیان پیشین روز ۲۲ هر ماه خورشیدی را روز باد یا بادروز می‌نامیدند که بادرود برگرفته از همان بادروز است.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز