اولاق

لغت نامه دهخدا

اولاق. ( ترکی، اِ ) الاغ. ( شرفنامه منیری ). چهارپا. مرکوب: والبرید ببلاد الهند صنفان فأما برید الخیل فیسمونه اولاق ( باقاف ) و هو خیل تکون للسلطان فی کل مسافة اربعة امیال. ( ابن بطوطه ). و ایشان را لشکر و مرد داد و از چهار پای و اولاق چندانک در حد و حصر نیاید. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به اولاغ و الاغ شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) الاغ

جمله سازی با اولاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولاک از ریشهٔ واژهٔ Walha می‌باشد که در زبان‌های ژرمنی معنای بیگانه می‌دهد. ژرمن‌های باستان برای خواندن رومی‌زبانان و سلت‌ها از این واژه بهره می‌بردند. ممکن است این واژه در نهایت از نام یک قبیلهٔ سلت مشتق شده‌باشد. این واژه در زبان عربی به صورت جمع مکسر اولاق وام گرفته شده‌است.

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز