لغت نامه دهخدا
اوعی. [ اَ عا ] ( ع ن تف ) جای دارتر. گنجایش دارتر. || دریابنده تر. احفظ. افهم.
اوعی. [ اَ عا ] ( ع ن تف ) جای دارتر. گنجایش دارتر. || دریابنده تر. احفظ. افهم.
💡 این زمان کرد اوعیان اسرار را تو بدین تهمت مکن عطار را
💡 چو ذات خویش در خود اوعیان دید بیک ذرّه وی از اعیان نگردید