افسرده بیان
لغت نامه دهخدا
افسرده بیان. [ اَ س ُ دَ / دِ ب َ ] ( ص مرکب ) کنایه از پوچ و بیمزه گو که سخنش مؤثر نباشد و به دل نزند. ( آنندراج ). آنکه سخن او سرد و بیحال باشد:
سخن آن است کزو زنده دلی گرم شود
لب افسرده بیانان و لب گور یکی است.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از پوچ و بیمزه گو که سخنش موثر نباشد و به دل نزند.
جمله سازی با افسرده بیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سخن آن است کز او زنده دلی گرم شود لب افسرده بیانان و لب گور یکی است