اغص

لغت نامه دهخدا

اغص. [ اَ غ َص ص ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از غَصَص، بمعنی پرتر. مملوتر: لم یر فی الدنیا مدرس اغص باهله من مدرسة الشریف. ( روضات الجنات ص 131 ).

جمله سازی با اغص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به جوی آب چون گل خورد آن زردی ببین یا خود فلک در آب افکندست عکس برگ اغصان را

💡 از کون و مکان بربودش دوحه مدحت اغصان و مرا طایر اندیشه حقیر است

💡 شرع تو نسخ ادیان کرد آنچنان که ریزان گردد ورق ز اغصان در صرصر خزانی

💡 آن نظام دولت و دین کانتظام عدل او در دل اغصان کند باد صبا را رهبری

💡 لذا همه انوار، اغصان ميوه ها و شئونات ديگر درخت از او غذا مى طلبند چه اينكه ممكناتبر اساس امكان فقرى، از اضافه اشراقى الهى بهره مند اند.

💡 اوراق لاله، از نفس گرم برق سوخت؛ اغصان سرو، از دم سرد خزان شکست

محبت یعنی چه؟
محبت یعنی چه؟
کف بینی یعنی چه؟
کف بینی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز