لغت نامه دهخدا
اعوری. [ اَع ْ وَ ی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب است بمعاء اعور که از روده های دقاق است.
اعوری. [ اَع ْ وَ ی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب است بمعاء اعور که از روده های دقاق است.
منسوب است بمعائ اعور که از روده های دقاق است.
💡 چشم روشن کرد گردون از وجودت ورنه چرخ بود ازینیک چشمه خورشید همچون اعوری
💡 خرد اعور دوربین خواندش چنین دوربین دیده ای اعوری