اعسم

لغت نامه دهخدا

اعسم.[ اَ س َ ] ( ع ص ) مرد کج دست و پا از خشکی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آنکه بندهای دست و پای خشک دارد. ( تاج المصادر بیهقی ). خشک دست. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). آنکه بند دست و پای او خشکیده باشد آنچنانکه کف و قدم و پایش خمیده شده باشد. ( از اقرب الموارد ). بند دست خشک شده باشد. ( مصادر زوزنی ). یقال: «فی یده او قدمه عسم ». ( اقرب الموارد ). مؤنث: عَسماء. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء نسخه خطی ).

فرهنگ فارسی

مرد کج دست و پا از خشکی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] کج دست و پا به جهت خشکی مچ دست و قوزک پا اَعسَم میگویند.
به مردی که دست یا پایش به جهت خشکی پدید آمده در مچ و دست یا قوزک پا، کج گردیده، اعسم گفته می شود. برخی اعسم را به چپ دست تعریف کرده اند؛ لیکن معروف در لغت، معنای نخست است.
اعسم و ثبوت دیه
در ثبوت دیه دست تفاوتی بین است اعسم و سالم نیست. برخی، دردست اعسم قائل به ارش شده اند.

جمله سازی با اعسم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با گسترش اندیشهٔ اخباری‌گری، اندیشهٔ مجتهدان اصولی اندک‌اندک در انزوا و خُمول قرار گرفت. با ظهور وحید بهبهانی بار دیگر مکتب اصولی رشد یافت و سید مهدی بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشف الغطاء به عنوان دو شاگرد بهبهانی، مکتب و اندیشه‌های استاد را گستراندند. پس از درگذشت جعفر کاشف الغطاء و فرزندانش، ریاست حوزه علمیه در اختیار محمدحسن نجفی قرار گرفت. در این میان بسیاری از علمای شیعه از وی حمایت کردند که در این میان می‌توان از کسانی همچون ملا کتاب، محسن خنفر، محسن اعسم، خضر شلال، مشکور حولاوی و حسن صاحب انوارالولایه و فرزند کاشف الغطاء نام برد.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز