اعرب

لغت نامه دهخدا

اعرب. [ اَ رُ ] ( ع اِ ) اسبان نژاد نجیب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اسبان و شتران جرد و ملس و اصیل. ( از اقرب الموارد ).
اعرب. [ اَ رَ ] ( ع ن تف ) فصیح تر. افصح. آن که بیان وی خوشتر باشد: و الصلاة و السلام علی سیدنا محمد افصح الخلق لساناً و اعربهم بیاناً. ( دیباچه المزهر سیوطی ).

فرهنگ فارسی

فصیح تر افصح. آنکه بیان وی خوشتر باشد.

جمله سازی با اعرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیشتر جمعیت شهرستان درمیان فارس و به همین زبان با گویش محلی تکلم می‌کنند اما نژادهای دیگری نیز در شهرستان ساکنند. اعرب خزاعی و خزیمه و بلوچ از دیگر نژادهای ساکن شهرستان هستند که به زبان محلی و فارسی تکلم می‌نمایند.

💡 عن مفضل بن عمر و يونس بن ظبيان قالا: (( قال ابوعبدالله عليه السلام: اختبروااخوانكم بحصلتين، فان كانتا فيهم و الا فاعرب ثم اعرب محافظته على الصلوات فىمواقيتها، و البر بالاخوان فى العسر و اليسر.(109) ))

💡 و در جاى ديگر مى فرمايد: اعرب اشد كفرا و نفاقا كفر و نفاق باديه نشينانشديدتر است.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز