لغت نامه دهخدا
اعتبار یافتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) ارزش یافتن. قدر و منزلت پیدا کردن:
حریم گلشن کویت نشد نشیمن ما
نیافتیم دریغ اعتبار خار و خسی.اوجی نطنزی ( از ارمغان آصفی ).
اعتبار یافتن. [ اِ ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) ارزش یافتن. قدر و منزلت پیدا کردن:
حریم گلشن کویت نشد نشیمن ما
نیافتیم دریغ اعتبار خار و خسی.اوجی نطنزی ( از ارمغان آصفی ).
ارزش یافتن. قدر و منزلت پیدا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشمپوشی عبدالنبی از میراث خانوادگیش باعث اعتبار یافتن او شده بود و لقب «شیخ الاسلام» گرفت و اکبرشاه به او مقام «صدارت گجرات» (در ۹۷۱ هجری) بخشید. در سال ۹۷۳ هجری، اکبرشاه به توصیه وزیر ارشد خود، مظفرخان تربتی، عبدالنبی را به مقام صدرالصدر منصوب نمود که وظیفهاش مدیر ارشد کمکهای درآمدی به علما بود. عبدالنبی در این جایگاه روابط پرتنشی را تجربه کرد؛ زیرا دربار اکبر و علمای پیرامون شاه با روحانیانی که قسمت عمدهٔ این کمکهای مالی را دریافت میکردند اصطحکاک و اختلاف داشتند. اکبر همچنین عبدالنبی را مأمور آموزش علم حدیث به ولیعهدش، سلیم (جهانگیرشاه آینده)، منصوب کرد. اکبرشاه در این دوره برای عبدالنبی احترام زیادی قائل بود. عبدالنبی جلساتی برای آموزش حدیث برگزار میکرد که در آن راویان معتبر و ارزشمند را بررسی مینمود. گاهی شخص اکبرشاه در این جلسهها شرکت میکرد و حتی کفشهای عبدالنبی را برایش مرتب میکرد.