💡 و كوتاه سخن اينكه: از سؤ ال ابراهيم (عليه السلام ) كه چه مى پرستيد؟ پاسخ دادندبه اينكه (نعبد اصناما - بتهايى را مى پرستيم )، خواستند بگويند: اين مجمسه هاكه مى پرستيم صنم هستند، يعنى مقصود بالذات نيستند، بلكه مقصود بغيرند، و براىغير عبادت مى شوند.
💡 نخست مى گويد: ابراهيم پدر (عموى ) خود را مورد سرزنش قرار داد و به آنها چنين گفت:(آيا اين بتهاى بى ارزش و موجودات بيجان را خدايان خود انتخاب كرده ايد)؟! (واذ قال ابراهيم لابيه آزر اتتخذ اصناما الهه ).
💡 ظاهر سياق اين آيه چنين مى فهماند كه مى خواهد با كلمه (كذلك ) اشاره كند بهرويتى كه در آيه قبلى: (و اذ قال ابراهيم لابيه آزر اتتخذ اصناما آلهة انى اريك...)ذكر شده و ابراهيم مدعى آن است كه: من، تو و قومت را در گمراهى ميبينم يعنى حق رامشاهده مى كنم بنابراين، معناى آيه اين مى شود كه: ما به اين نحو از ارائه، ملكوتآسمانها و زمين را به ابراهيم ارائه داديم.
💡 راغب در مفردات خود مى گويد: (صنم ) به معناى جثهايست كه از نقره و يا مس و يا چوبتراشيده و آن را ميپرستيدند، و بدين وسيله بهخيال خود به درگاه خدا تقرب ميجستهاند و جمع آن (اصنام ) است. همچنانكه خداىتعالى فرموده: (اتتخذ اصناما آلهة )، (لاكيدن اصنامكم ).